۱۰ رفتار والدین که باعث پرورش همدلی در فرزندان می‌شود

0
20 مشاهده


تعریف همدلی

همدلی با یک شخص یا مساله، عبارتست از ایجاد یک حالت ذهنی نسبت به آن به گونه ای که برایتان اینگونه به نظر برسد که با آن یکی هستید و روی آن اشراف کامل دارید. به عبارت دیگر فهم، آگاهی، ادراک کامل و تجربه احساسات همه جانبه روی یک زمینه خاص به نوعی مفهوم همدلی کردن است.

توانایی بروز و نمایش همدلی یعنی نشان دادن احساس، درک و به اشتراک گذاشتن احساسات با یکدیگر در حیطه ویژگی های شخصیتی مثبت بوده و رفتاری نجیبانه تلقی می شود و به وضوح یک ویژگی شخصیتی است که این دنیا امروزه به آن بسیار بیشتر از قبل احتیاج دارد.

تنها راهی که ما می توانیم از آن طریق به طور موثر توانایی همدلی را برای نسل های آینده ارتقاء دهیم، پرورش همدلی در فرزندان مان است. برای تحقق این امر ما به عنوان انسانهای بالغ باید مایل به پذیرش مسئولیت باشیم. البته بخش اعظم این مسئولیت بر دوش تأثیرگذارترین افراد در زندگی کودک یعنی والدین اوست.

اما بزرگترین مشکل بر سر این راه این است که کودکان بنا به تعریف و ماهیت کودک بودن نابالغ هستند و با در نظر گرفتن این موضوع، آموزش و القای ارزشها ، صفات، ویژگیهای شخصیتی و غیره به آنان می تواند کار دشواری باشد و آموزش همدلی نیز از این موارد مستثنی نیست.

برای ما به عنوان والدین ​​درک این نکته ضروری است که همدلی یک مهارت اساسی اجتماعی است. مهارتی که روابط را برقرار می کند، جوامع را تقویت می نماید و در نهایت افرادی دلسوز و مهربان تحویل جامعه می دهد.

روش های بسیاری وجود دارد که با استعانت از آنها می توانیم این مهارت اجتماعی ارزشمند را به فرزندانمان آموزش دهیم.

۱۰ رفتار والدین که باعث پرورش همدلی در فرزندان می‌شود

در این پست به ۱۰ راهکار برای پرورش همدلی در فرزندان اشاره کرده ایم:

  • احساسات کودک را سرکوب نکنید.

والدین اغلب سعی در سرکوب احساسات کودکان دارند و مدام مواردی مانند “داد نزن”، “گریه نکن”، “تو دیگه بزرگ شدی” و غیره را تکرار می کنند. البته برای والدین این در واقع یک گرایش و حس طبیعی است، زیرا دوست ندارند فرزندانشان را ناراحت ببینند.

با این حال این مرحله ای طبیعی از رشد احساسی کودک بوده و چنین اقدامی در واقع می تواند رشد عاطفی او را مختل کند. کودک پس از مواجهه با چنین واکنشی ممکن است تمایل کمتری برای به اشتراک گذاشتن احساساتش با شما داشته باشد. لذا فقط احساسات کودک را تصدیق کنید و درهای ارتباط را باز نگه دارید.

آموزش مهارت همدلی به نوجوانان

  • قدردانی را تأکید و تمرین کنید.

توانایی ابراز قدردانی یک ویژگی مشترک در بین افراد شاد است. در مطالعه ای که توسط دکتر رابرت امونز، محقق دانشگاه کالیفرنیا-دیویس انجام شده است، ابراز قدردانی میزان خوشبختی و رضایت از زندگی را حدود ۲۵ درصد افزایش می دهد.

والدین می توانند به سادگی و از طریق انجام این کار توسط خودشان، حس قدردانی، تشکر و تشویق را به فرزندان خود آموزش دهند. از کودک بخواهید که به چیزهای خوب زندگی خود فکر کند و به او تبیین کنید که توجه بیشتر به قسمتهای مورد علاقه آنها در روزمرگی هایشان چگونه می تواند پایه و اساس یک زندگی شاکرانه را رقم بزند.

آموزش همدلی به دانش آموزان

  • فرصت هایی را برای تمرین همدلی فراهم کنید.

یک نکته مهم در مورد کودکان این است که آنها دوست دارند به دیگران کمک کنند. این باعث می شود آنها احساس خوبی داشته باشند. به همین دلیل فراهم کردن فرصتهایی برای انجام چنین کاری در این مرحله بسیار مهم است، مانند اهداء چیزی به افراد نیازمند.

متخصصین رفتاری و رشدی اظهار داشتند که تمایل کودک برای کمک به دیگران ذاتی است و حول سه نکته اصلی می چرخد. در ابتدا کمک به دیگران به کودک کمک می کند تا احساس لذت و ارضاء درونی داشته باشند. دوم کمک به دیگران موجب جلب ستایش دیگران می شود و سرانجام توانایی پیشدستی در برآورده کردن نیازهای دیگران در او رشد کرده و خودش تبدیل به پاداش خودش می شود.

تمرین مهارت همدلی

  • به کودک اجازه دهید تا حس کند که گاهی شما نیز آسیب پذیر هستید.

بروز تجارب مشترک در بین همنوعان امری با تاثیرگذاری بسیار قدرتمند است و برای کودکان نیز همینگونه است. هنگامی که آنها شاهد تمایل والدین برای اظهار آسیب پذیری های خود باشند، این امر به ایجاد احساس ثبات و طبیعی شدن رفتارهای کودک کمک می کند.

اظهار آسیب پذیری می تواند مانند عذرخواهی در هنگام بروز اشتباه ساده باشد.

آموزش مهارتهای زندگی برای دانش آموزان ابتدایی

  • روش کنار آمدن با احساساتشان را برایشان تبیین کنید.

رشد هوش هیجانی برای موفقیت کودک در زندگی آینده اش بسیار حیاتی است. تشخیص چگونگی مواجهه با احساساتی که بعضاً کودک را مستاصل می کند به رشد هوش هیجانی او می انجامد. به عنوان مثال اگر کودک در انجام برخی کارها مشکل داشته باشد، چیزی مانند این را بگویید: “من می دانم که وقتی نمی توانم چیزی از این موضوع بفهمم، ناامید می شوم. تو هم ممکن است ناامید شوی. آیا به کمک نیاز داری؟ ”

برای همه احساسات مانند خجالت، ترس، شرم، غم، شادی، حسادت و غیره می توانید به همین ترتیب عمل کنید.

  • احساساتشان را بدون قضاوت تصدیق کنید.

یکی از روانشناسان برجسته کودک اینگونه اظهار می دارد: ” تصدیق اقدامات کودک به مفهوم چشم پوشی از ظاهر عمل حتی اشتباهشان نیست، بلکه به معنای تایید احساسات پشت این ظاهر اشتباه است.” به عبارت دیگر در حالی که ممکن است ما ظاهر رفتار را ناپسند ببینیم، اما کودک فقط به احساسات کودکانه خود عمل می کند و به این ترتیب تصدیق احساسات باعث ایجاد ارتباط، حس ایمنی و تعلق در روابط می شود.

به یاد داشته باشید کودکی مرحله رشد است و خوب است که احساسات کودک را تصدیق کنید. به عنوان مثال بگویید من حس عصبانیت، ناامیدی، آسیب روحی و … تو را درک می کنم زیرا خودم هم تجربه کرده ام.

  • در مورد احساسات کودک با آنها صحبت کنید.

بارها و بارها والدین وضعیت و رفتارهای بعضاً شدید عاطفی کودک را مشاهده می کنند. ما می توانیم حداقل تا حدودی آنچه اتفاق می افتد را پردازش و تحلیل نماییم و شاید حتی دلیل آن را نیز بتوانیم بررسی کنیم، اما کودکان این توانایی را ندارند.

به همین ترتیب، تعامل با کودک در مورد احساساتش بسیار ارزشمند است. در میان گذاشتن اینکه شما راجع به اینکه او چگونه احساس می کند و چگونه فکر می کند چه می اندیشید، به کودکان می آموزد که آنها برای شما اهمیت ارزیابی منطقی و تفسیر احساساتشان را دارند.

  • درباره چرایی احساسات افراد با کودک صحبت کنید.

کودکان معمولاً در درک اینکه چرا کسی احساسی خاص دارد و چرا در آن راستا عمل می کند، مشکل دارند. البته تعداد زیادی از بزرگسالان نیز وجود دارند که دقیقاً همین مشکل را دارند. از این رو اهمیت گفتگو با کودکان در مورد “چرایی پشت هر چیز” از جمله احساسات، بسیار مهم است.

  • همدلی خود را نسبت به دیگران نشان دهید.

کودکان با آنچه می بینند و می شنوند یاد می گیرند و این یک الگوریتم ساده است. اگر والدین دلسوز و همدل باشند، حتی نسبت به افرادی که آنها را نمی شناسند، کودک نیز احتمالاً همین کار را خواهد کرد. برعکس اگر والدین نسبت به افراد سرد و بی تفاوت باشند، متأسفانه کودک نیز این درس را همینگونه فرا خواهد گرفت.

  • جهان را از نگاه چشمان کودک ببینید.

کودکان برای ابراز احساسات باید احساس امنیت کنند. والدین غالباً احساسات مثبت را تحسین می کنند (مانند شادی و خنده) و از احساسات منفی (به عنوان مثال گریه و فریاد زدن) انتقاد می نمایند. اما همانطور که ذکر شد این روش خوبی نیست.

همه ما دوران بچگی را گذرانده و بدون شک حرکات غیرعقلانی کرده ایم، اما کودکی مرحله ای از زندگی است که ما بزرگسالان اغلب آن را فراموش می کنیم. سعی کنید دنیا را از چشمان کودک خود ببینید، هر چند که در بعضی مواقع بسیار مشکل باشد.


نظر بدهید

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید