مشکلاتی که فرزندان وسط را تهدید می کند(سندروم فرزند میانی)

0
14 مشاهده


” سندروم فرزند میانی” یک وضعیت روانشناختی است که در میان بچه هایی که قبل و بعد از بچه ی دیگری دنیا می آیند وجود دارد یعنی در بچه های وسطی که تازه متولد شده اند. آن ها اغلب گرفتار احساسات منفی بیهودگی، بی ارزشی،کمبود و حسادت می شوند و دچار عزت نفس پایین و منزوی بودن بیش از حد می شوند. اگر این بیماری درمان نشود، در برخی موارد، این چیزها بعدها در زندگی و در رشد کودک منجر به رفتارهای روانی می شود.

این مقاله بینش عمیقی در مورد این سندروم به شما می دهد، که کاملا نرمال است اما به آن توجه زیادی نمی شود و همچنین ایده هایی برای پیشگیری از آن را با شما در میان می گذارد.

سندروم بچه دوم یا میانی چیست؟

سندروم فرزند میانی یک وضعیت روان شناختی است که کودکی، که بین دوخواهر برادرش وسطی است، احساس می کند نادیده انگاشته می شود و یا به حاشیه رانده شده است. رفتار فرزند میانی نسبت به خواهر برادرهایش منفی است. او درد حسادت و نالایق بودن را می چشد، عزت نفس پایینی دارد و درون گرا می شود.

آیا همه بچه های میانی از این سندروم رنج می برند؟؟

وجود سندروم فرزند میانی موضوعی است که قابل بحث است. دیده شده است که همه ی بچه های میانی این خصیصه یا سندروم را ندارند. اگرچه، این می تواند به دلیل تفاوت در شیوه های فرزندپروری والدین باشد، که می تواند از خانواده ای به خانواده دیگر متفاوت باشد.

اگر والدین به اندازه کافی مراقب رفتارشان باشند که با هر کدام از بچه هایشان رفتار متفاوتی نداشته باشند و طوری رفتار نکنند که بچه ای احساس نادیده شدن کند، در این صورت فرزند میانی هیچ کدام از این مشکلات روانشناختی را نخواهد داشت. شاید برخی از بچه ها به حد کافی بالغ باشند که این فرق گذاشتن ها را بهتر مدیریت کنند و نگذارند هیچ احساس منفی به آن ها دست دهد.

سندرم فرزند میانی

علائم و نشانه های سندروم فرزند میانی چیست؟

به دلیل احساس به حاشیه رانده شدن و فرق داشتن با خواهر برادرها، ممکن است فرزند میانی از این سندروم رنج ببرد. علائم رنج بردن کودک از این سندرم در قسمت زیر آورده شده است.

  • او ممکن است عزت نفس پایینی داشته باشد.
    احساس رانده شدن، تبعیض قائل شدن و دوست نداشته شدن توسط والدین تاثیر منفی ای بر روی فرزند میانی می گذارد، و باعث می شود عزت نفس پایینی داشته باشد.
  • ممکن است رفتارش غیر اجتماعی به نظر برسد.
    ممکن است این کودک خودش را از محیط های بیرون یا همسن و سال های خود در شرایط اجتماعی به دور نگه دارد، به این دلیل که می ترسند دیگران هم با آن ها همانند والدین شان رفتار کنند.
  • شاید احساس بی ارزشی کند.
    ممکن است کودک در انتخاب مسیری که باید برای زندگی اش بردارد احساس گم شدن و شکست کند. او این حس را دارد که لایق چیزهایی که دارد یا در مسیر زندگی اش با آن برخورد می کند را ندارد.
  • شاید احساس نا امیدی کند.
    احساس بی لیاقتی، تنهایی و بی هدفی در زندگی می تواند او را ناامید کند.
  • ممکن است رفتارهای توجه طلبی از خود نشان دهد.
    نیاز به توجه یک علامت بسیار عادی در سندروم فرزند میانی است. آن ها به شدت نیازمند توجه هستند و همیشه می خواهند دیگران به آن ها توجه کنند به خصوص والدین شان. که این می تواند منجر به این شود که به خاطر کوچک ترین چیزها عصبی شوند و داد و بیداد کنند.
  • او ممکن است رفتارهای افراطی از خود بروز دهد.
    بچه هایی که سندروم فرزند میانی دارند ممکن است گاهی اوقات با همه خوش برخورد باشند. نا امیدی ای که به خاطر نادیده انگاشته شدن توسط دیگران رخ می دهد ممکن است باعث شود رفتارهایی همانند سرکشی و یا نوسان رفتاری در او ظاهر شود.
  • او ممکن است مشکل اعتماد کردن داشته باشد.
    کودکی که این سندروم را دارد ممکن است با اعتماد کردن مشکل داشته باشد. همه افراد این موضوع را یاد می گیرند که زمانی که با دیگران صمیمی می شوند یا احساس دوست داشتن می کنند به آن شخص اعتماد کنند. بچه هایی که چنین مشکلاتی دارند نمی تواند آزادانه صحبت کنند و یا به هر کسی اعتماد کنند. اگرچه، همه بچه هایی که سندرم فرزند میانی را دارند از مشکل بی اعتمادی رنج نمی برند. برخی از آن ها ممکن است که به مردم تکیه کنند یا بهشان اعتماد کنند.
  • ممکن است به خواهر برادرهایش به عنوان رقیب بنگرد.
    سندروم فرزند میانی باعث می شود کودک از خواهر برادرهایش به خاطر توجه و مراقبتی که از والدین و دیگران دریافت می کنند دل خوشی نداشته باشند. که این می تواند حس حسادت را در کودک ایجاد کند و در عوض باعث شود با آن ها به عنوان رقبایی که باید با آن ها رقابت کند رفتار کند.

سندروم فرزند وسط

آیا ترتیب تولد بر روی شخصیت کودک تاثیر می گذارد؟

رشد شخصیتی یک روند پیچیده است و ترتیب تولد بچه ها بر این روند تاثیرگذار است. در موارد عادی، فرزند اول تمام عشق و مراقبت و توجه را از والدین دریافت می کند که در همین زمان انتظار می رود کودک کوچک تر هم همین توجهات را دریافت کند.

پس در حالی که او اعتماد به نفس پیدا می کند و بالغ می شود و قادر است تا چیزهای زیادی را مدیریت کند او مجبور است فشار عالی شدن را نیز تحمل کند. در برخی موارد، شکست خوردن در جلب توجه والدین می تواند باعث این شود که از خواهر برادرهای کوچکش برنجد.

فرزند دوم از والدینی متولد می شود که به خودشان در مورد بچه دوم اطمینان بیشتری دارند و بنابراین آن ها از این اطمینان سود می برند. داشتن یک خواهر برادر بزرگتر باعث می شود از او تقلید کند و یاد بگیرد و زودتر با همه چیز کنار بیاید اما، شاید مجبور باشد فشار خوب بودن در برابر الگوهایی که خواهر برادرهایش ایجاد می کنند را تحمل کند. در نهایت، این بچه ی عزیز همان خانواده است که ممکن است آخرین بچه ای باشد که دنیا آمده یا خواهر برادر دیگری دارد که فرزند میانی خانواده محسوب می شود.

اکنون فرزند میانی نه کوچکترین بچه است(نوزاد خانه) نه بزرگترین آن ها(فرد مسئولیت پذیر)، و بین دو بچه ی دیگر قرار گرفته است. او می خواهد که حداقل توجه را داشته باشد در حالی که با خواهر برادرهایش مقایسه می شود. این باعث می شود او در آرزوی توجه بیشتری از سمت والدین باشد و اگر غیر این باشد او احساس نادیده انگاشتن و دوست نداشته شدن می کند.

البته این باعث می شود به عنوان یک کودک و بعدها در بزرگسالی بیشتر مستقل شود. همچنین یاد می گیرد که به عنوان یک فرد آرام رفتار کند و شنونده ی خوبی باشد چون در برخورد با دیگر خواهر برادرهایش این موضوع را یاد گرفته است. احساس” نادیده انگاشتن ” ممکن است باعث شود او یک فرد غیر اجتماعی شود یا سخت تلاش کند تا به کسی تکیه کند.

همچنین ممکن است تا تبدیل به شخصی خجالتی و درونگرایی شود که به سختی به سمت کسی برود یا شخصی را دوست بنامد. فرزند میانی زمانی که احساس کند توسط اعضای خانواده نادیده گرفته می شود ارتباط عاطفی اش با آن ها بسیار کم می شود.

سندرم فرزند وسط

مشکلات احتمالی این سندروم

ما نمی توانیم بگوییم که کودک بدون هیچ دلیل و منطقی افکار یا احساسات منفی را در ذهن خود به وجود می آورد. اگر عمیق تر کنکاش کنید دلیلی خواهید یافت. بنابراین، پیداکردن ریشه مشکل می تواند به حل مشکل کمک کند. در قسمت زیر برخی از این مشکلاتی که کودک دارای این سندروم با آن روبرو می شود وجود دارد.

بحران هویت

این یکی از اصلی ترین دلایل سندروم فرزند میانی است. فرزند میانی در مورد اینکه چه چیزی مناسب است و چه انتظاری از او می رود سردرگم است. او هیچ وقت این فرصت را نداشته که ” تنها فرزند” خانه باشد یا زمان خیلی کمی داشته که ” نوزاد” خانه باشد.

شاید این حس را داشته باشد که بزرگترین بچه برای موفقیت هایش مزایای بیشتر و تحسین بیشتری دریافت می کند. احساس مهم نبودن، دیده و شنیده نشدن ممکن است باعث ایجاد حالت سرگشتگی در او شود. قرار گرفتن در بین علاقه مندی های ظاهری والدین باعث می شود او در تنهایی اش رنج بکشد.

عدم سیستم حمایت

فرزند میانی ممکن است احساس نادیده انگاشتن و تنهایی کند چون شخص خاصی ندارد که به سمتش برود. این احساس عدم حمایت و تکیه داشتن می تواند باعث شود او احساس تنهایی کند و او را غرق در افسردگی کند.

سندروم فرزند دوم

توصیه هایی برای جلوگیری از این سندروم

برای والدینی که سه بچه دارند( به خصوص با یک جنسیت) واجب است که هنگام تربیت آن ها از قوانین خاصی متابعت کنند. لیست زیر توصیه هایی است که شما می توانید از آن ها پیروی کنید تا از داشتن فرزندی با این سندروم جلوگیری کنید.

  • به دست آوردن اطلاعات در مورد سندروم فرزند میانی
    برای اطمینان از اینکه فرزند شما دچار این سندروم نشده است، مهم است که در مرحله اول در مورد این سندروم اطلاعات داشته باشید. در صورتی که شما متوجه شدید که فرزند میانی شما نشانه ها و علائم این سندروم را از خود نشان می دهد آن را بشناسید و با همدیگر برای حل آن مشکل زمان بگذارید.
  • صبور بودن
    هر بچه ای برای والدین منحصر به فرد است. اگرچه، اگر فرزند میانی شما غیر از این فکر می کند صبور باشید. کاملا این امکان وجود دارد که حتی با صحبت کردن های مکرر با او و تلاش برای اینکه به او حس دوست داشتن بدهید او غیر از این فکر کند و شما احساس یاس کنید. به صحبت کردن با او ادامه دهید روزی نتیجه را خواهید دید.
  • توجه کردن بیشتر به فرزند میانی
    اگر بعد از نزدیک شدن به او باز احساس خواسته نشدن و دوست داشته نشدن کرد، مطمئن شوید که بیشتر با او ارتباط برقرار کنید. تمام توجهی که خواستارش است را به او بدهید. به همان طریقی که با خواهر برادر هایش برخورد می کنید به او هم حس خاص بودن و متفاوت بودن بدهید. ممکن است زمان هایی باشد که شما با او مخالف هستید. اما با این حال، به خاطر داشته باشید تا به او گوش دهید تا احساس کند که نظراتش شنیده می شود و به او اهمیت داده می شود.
  • دادن حس اهمیت داشتن
    همه می خواهند که احساس مهم بودن کنند. اگرچه، در فرزند میانی، این نیاز اغلب اوقات دیده نمی شود. شما می توانید تعدادی مسئولیت به او بدهید که زمانی که آن ها را تمام کرد از او قدردانی کنید. این کار باعث می شود احساس کند که برای خانواده اش مهم و دوست داشتنی است.
  • تشویق او به چیزهایی که در آن ها برتری دارد
    تشویق و انگیزه دادن به فرزند میانی خود در تمام کارهایی که برایش تلاش می کند اهمیت دارد، اما همچنین، بر تمام کارهای خاص و چیزهایی که در آن جا نقاط قوت زیادی از خود نشان می دهد توجه کنید. در چیزهایی که در آن برتری دارند آن ها را تشویق کنید تا باعث شود در آن زمینه بدرخشند و موفق شوند.
  • آموزش به فرزند میانی که به خود تکیه کند(روی پای خودش بایستد)
    از او بخواهید که به نیازها، نگرانی ها و عقاید خود گوش فرا دهد به جای اینکه به خواهر برادر هایش یا هر شخص دیگر که با او بازی می کند و یا با او ارتباط دارد گوش فرا دهد. به او یاد دهید به خود تکیه کند و حتی در طول هر مشاجره و دعوایی هم مطیع و تسلیم نباشد.
  • گوش فرا دادن و همدردی با او
    به منظور اینکه کاری کنید که حس دوست داشتن و اهمیت داشتن کند باید به حرف هایش مشتاقانه تر گوش دهید و زمانی که هر گونه شکایتی دارد با او همدردی کنید. این کار باعث می شود تا احساس مهم بودن و دوست داشته شدن به عنوان یک “شخص خاص” که همیشه در آرزویش بوده کند.
  • دادن حس خاص بودن به او
    به او حس مهم بودن همانند سایر اعضای خانواده بدهید. به خواهر برادرهایش بیشتر از او توجه نکنید یا با آن ها نسبت به او بهتر رفتار نکنید. این رفتارها موجب می شود تا نسبت به خواهر برادر هایش یا حتی خود شما احساس غیظ و دلخوری داشته باشد.
  • تحسین کردن او
    همانند هر شخص دیگری، فرزند میانی شما نیاز دارد تا مورد تحسین و ستایش شما به خاطر موفقیت هایش قرار بگیرد. این کار اعتماد به نفس و عزت نفس او را بالا خواهد برد. حتی اگر احساس کردید که خیلی کار پرارزشی انجام نداده که سزاوار تحسین باشد با این حال او را به خاطر هر چیز کوچکی تشویق کنید. بعد از این، تحسین های شما به نفع او خواهد بود.
  • نشان دادن احترام خود به او
    همانند هر فرد دیگر یا حتی خواهر برادرهایش، او این حق را دارد که احساسات، عواطف و عقاید خود را بیان کند. بنابراین، با گوش دادن به او و احترام گذاشتن به شخصیتی که دارد با او جدی رفتار کنید.
  • گذراندن یک روز در هفته یا ماه با آن ها
    هر هفته یا هر ماه روزی را با هر کدام از بچه هایتان بگذرانید. این روزها، شما می توانید کودکتان را با خود بیرون ببرید یا با او بازی کنید یا کاری انجام دهید که او از انجامش لذت می برد. این کار باعث می شود او متوجه شود که شما بین او و دیگر بچه ها تبعیض قائل نمی شوید و همان طور که به بقیه کودکانتان اهمیت می دهید او هم مهم است. این یک روز در هفته یا ماه این فرصت را به او می دهد تا با شما صحبت کند و آزادانه با شما حرف بزند و به شما نزدیک تر شود. ممکن است به جای دوستانش روی شما حساب کند و به شما اعتماد کند.
  • مقایسه نکردن
    هیچ دو نفری نیستند که یکسان باشند. هر کسی نقاط قوت و ضعف خودش را دارد. بنابراین، هیچ گاه دو بچه ی دیگر خود را با فرزند میانی خود مقایسه نکنید و یا برعکس. این کار فقط تاثیر بد بر روی تمام کودکان شما می گذارد ، آن ها را به خاطر چیزی که هستند و شخصیتی که دارند دوست بدارید و برایشان ارزش قائل شوید.

مشکلات فرزند دوم

جنبه های مثبت فرزند میانی بودن

علی رغم تمام چالش ها و مشکلاتی که در موردش بحث شد، فرزند میانی بودن ویژگی ها و مهارت های خاصی دارد که بی همتا هستند همانند ویژگی های زیر.

  • مذاکره کننده بسیار عالی
    به عنوان کودک یا حتی یک فرد بزرگسال، بزرگ شدن بین دو خواهر و برادر، باعث می شود فرزند میانی بتواند دیگران را تحت تاثیر قرار دهد. این رفتار باعث می شود تا بتواند با دیگران به راحتی سازش کند. همچنین او به لطف مهارت خوب گوش دادنش به نکات جزیی ای توجه می کند که زمانی که لازم باشد با بحرانی روبرو شود از این استعداد خود استفاده خوبی می کند.
  • منصف و با عدالت
    می تواند دو روی سکه را از سن کم ببیند، فرزند میانی دقیقا می داند وقتی با کسی غیر منصفانه رفتار می شود دقیقا چه حسی دارد. بنابراین او معمولا نسبت به هر چیز و هر کس با عدالت و منصف است.
  • ریسک پذیر
    گاهی اوقات، به لطف توجهی که دریافت نمی کند(باتشکر از موفقیت های خواهر برادرهایش و یا کم اهمیت دانستن مضحک او) فرزند میانی می تواند از عهده شرایط خاص بربیاید. که به این معناست که او این شانس را دارد یا تمایل دارد که شرایط مختلف را وارسی کند و ریسک به جان بخرد که فرزند بزرگ یا کوچک خانواده را از این موقعیت ها دوری کند.
  • منعطف
    در وسط بودن و پذیرفتن شرایط و تغییرات دائمی باعث شده او بسیار منعطف و سازگار شود.

فرزند میانی ممکن است نقاط منفی ای در خود داشته باشد اما با این حال شخصی است که نقاط مثبت زیادی در شخصیت خود دارد. والدین باید تلاش کنند تا این رفتارهای مثبت را شناسایی و تشویق کنند و سعی کنند بهترین صفات او را آشکار سازند.


نظر بدهید

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید