طلاق عاطفی یا طلاق شناختی مساله این است !

0
9 مشاهده


طلاق عاطفی یا طلاق شناختی مساله این است !
به گزارش مشاوره آنلاین (moshavere360.ir) آیا براستی عدم شناخت هیجانات و افکار و احساسات در روابط زناشویی و عاشقانه میتواند دلیل طلاق عاطفی و سردی باشد آیا بین درک و شناخت، افکاروهیجانات زوجین با طلاق عاطفی رابطه وجود دارد و قبل از طلاق عاطفی زوجین دچار طلاق شناختی می شوند. 
افزایش گسترده میزان طلاق پدیده ای اجتماعی است و عامل آن تضعیف روح جمعی و رشد فردگرایی در جامعه مدرن است که باعث می شود ازدواج دیگر بر سنت و خواست جمع استوار نباشد و انسان ها رابطه عاطفی را محور زندگی زناشویی قرار دهند. از اینجاست که سرخوردگی و ناخرسندی از زندگی مشترک ممکن است به طلاق یا طلاق عاطفی منتهی گردد و آن عامل اجتماعی مهمی هم که ممکن است باعث یاس و نارضایتی از زندگی زناشویی گردد، نابرابری قدرت در خانواده است که با رابطه عاطفی که فی نفسه رابطه ای برابر است، در تقابل قرار دار( نایبی و نظریان ، ۱۳۹۹).

با این وچود عوامل شناختی نقش تعیین کننده ای در زندگی زناشویی زوجین به ویژه شناخت آنها از یکدیگر، توانایی کنار آمدن با شباهت ها و تفاوت های یکدیگر و ادراک زوجین از تعارضات زناشویی دارد که البته مطالعات متعددی بر اهمیت عوامل شناختی صحه گذاشته اند.

 

به نظز میرسد عمده ترین دلایل عدم تعهد و خیانت در روابط زناشویی، طلاق عاطفی، اعتیاد به مصرف مواد مخدر، عدم آشنایی و تسلط بر تکنیکهای مهارتهای زندگی، دخالت اطرافیان، عدم رضایت از روابط زناشویی و عوامل اقتصادی و مالی باشد(فرزانه، ۱۳۹۹). در کنار مسایل مبتلا به نهاد خانواده در شرایط فعلی از جمله افزایش سن ازدواج و عدم تمایل به ‌ازدواج که نوعی تهدید علیه کیان خانواده می‌باشد، طلاق نیز از جمله آسیب‌های اجتماعی است که در اغلب جوامع رو به رشد قابل مشاهده است از هم پاشیدگی خانواده‌ها، بجا ماندن فرزندان این خانواده‌ها یا همان “فرزندان طلاق” که آنان نیز دچار مشکلات و کاستی‌هایی مختص بخود می‌شوند و نیز کمرنگ شدن محبت و عاطفه در میان اعضای خانواده و افزایش بزه در نوجوانان و جوانان از جمله مسایلی است که در قرن اخیر گریبانگیر بسیاری از جوامع انسانی شده است.

در نگاهی کلی میتوان سه مسیر و متغیرعمده برای طلاق در نظر گرفت استفاده نامناسب از فضای مجازی، مرزهای خانواده و رضایت زناشویی. به این معنا که استفاده نادرست از فضای مجازی سبب ایجاد آسیب به مرزهای خانواده می شود و آسیب به مرزهای خانواده کاهش رضایت زناشویی را به بار می آورد و نتیجه کاهش رضایت زناشویی ایجاد طلاق عاطفی در زوجین است(مهدی زاده ، ۱۳۹۹).

نظریه پردازان شناختی و رفتاری مشکلات زناشویی را نتیجه مهارت های ناکارآمد همسران در برقراری ارتباط، ناتوانی در حل موثر مشکلات و تعارض ها، انتظارات و باورهای غیرمنطقی و تبادلات رفتارهای منفی می دانند برهمین اساس بسیاری از مشکلات زوجین که به طلاق می انجامد به عوامل شناختی مربوط است،

فرآیندهای شناختی اعم از نگرش ها، باورها، اندیشه ها، نقشه های ذهنی، طرحواره های ذهنی و مواردی از این قبیل که در نوع عملکرد، رفتار و روابط زوجین با یکدیگر تاثیر می گذارد و زوجین را در تعبیر و تفسیر کردن موقعیت ها هدایت می کند به گونه ای که اگر تعبیر و تفسیر در زوجین با خطای شناختی، افکار منفی گرایانه و تحریف همراه باشد، پدیده ای بنام طلاق شناختی تجلی پیدا می کند.

مولفه های طلاق شناختی براساس مطالعات انجام شده شامل : تفکر آرمان گرایانه، نگرش تخریب کنندگی، ذهن خوانی، ادراک وابسته، عدم بلوغ شناختی و آسیب شناسی هم بافته است البته اختلال در زمینه های هیجانی و شناختی زوجین می تواند طلاق عاطفی را به همراه داشته باشد(ابراهیمی و نجفی ، ۱۴۰۰)به عبارتی بین شناخت، افکار و هیجان زوجین با طلاق عاطفی رابطه وجود دارد و قبل از طلاق عاطفی زوجین دچار طلاق شناختی می شوند.  

به گزارش مشاوره آنلاین (moshavere360.ir) در کنار مسایل مبتلا به نهاد خانواده در شرایط فعلی از جمله افزایش سن ازدواج هم  و عدم تمایل به ‌ازدواج که نوعی تهدید علیه کیان خانواده می‌باشد، طلاق نیز از جمله آسیب‌های اجتماعی است که در اغلب جوامع رو به رشد قابل مشاهده است.از هم پاشیدگی خانواده‌ها، بجا ماندن فرزندان این خانواده‌ها یا همان “فرزندان طلاق” که آنان نیز دچار مشکلات و کاستی‌هایی مختص بخود می‌شوند و نیز کمرنگ شدن محبت و عاطفه در میان اعضای خانواده و افزایش بزه در نوجوانان و جوانان از جمله مسایلی است که در قرن اخیر گریبانگیر بسیاری از جوامع انسانی شده است.

عدم کسب مهارت های ارتباطی (بین زوجین، بین افراد خانواده، و بین خانواده ها در ارتباط با هم)، “افزایش بی سابقه ورود زنان به بازار کار در دهه های اخیر، به استقلال اقتصادی آنان منجر گردیده است و این امر، زنانی را که از وضعیت زناشویی خود چندان رضایتی ندارند به طلاق سوق می دهد”. “آسیب های روحی و روانی”، “اختلال در اجتماعی شدن فرزندان طلاق” و “افزایش زنان سرپرست خانوار” به عنوان مهم ترین پیامدهای طلاق در کشور شایان توجه خواهند بود ( بنی هاشمی و همکاران ، ۱۳۹۹) “جلوگیری از افزایش اعتیاد”، “کاهش و کنترل آسیب های اجتماعی تهدیدکننده نهاد خانواده خاصه اعتیاد، بیکاری، فقر، خشونت، همسرآزاری و… در سطح جامعه”، اصلی ترین راهکار کاهش طلاق در کشور از منظر نظر خبرگان بوده است

پیش از این ها فرسودگی زناشویی در کنار سایر عوامل در مبحث تجکیم مبانی خانواده و طلاق مورد توجه قرار گرفته است فرسودگی زناشویی یکی از پدیده‌هایی است که زوج­های بسیاری درگیر آن هستند و از دلایل اصلی طلاق عاطفی بوده و در صورت عدم چاره اندیشی و درمان آن، زمینه را برای طلاق رسمی‌زوجین فراهم می­کند( محمدی و همکاران ، ۱۳۹۵). فرسودگی زناشویی نشان از بی روح و خسته بودن زوجین از زندگی مشترک است که البته میتوان می توان با آموزش و مشاوره در زمینه صمیمیت جنسی و ویژگی های شخصیتی در بین زوج ها مانعی در برابر فرسودگی زناشویی آنان ایجاد کرد.

 به گزارش مشاوره آنلاین (moshavere360.ir) مطالعات داخلی در کشور نشان داده است که آموزش سبک زندگی باعث افزایش رضایت مندی زناشویی و کاهش فرسودگی زناشویی می شود می توان از راه آموزش سبک زندگی به زوجین کمک کرد تا با اصلاح سبک زندگی خود، باعث غنی سازی زندگی مشترک خود باشند ( قربانی و فیروزی ، ۱۳۹۶). اگرچه به نظر میرسد کاهش صمیمیت عامل اصلی فرسودگی زناشویی باشد اگرچه ویژگی‌های ارتباطی شامل رابطه عاطفی، رابطه جنسی و حمایت و مراقبت نیز بر فرسودگی زناشویی تاثیردارند.  با این حال مسئولیت‌پذیری، اعتماد به نفس و ابرازگری هیجانی و شرایط زندگی از جمله شرایط شغلی و مالی و سبک زندگی نیز می‌توانند پیش‌بینی کننده فرسودگی زناشویی باشند.

 

 

نظر بدهید

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید