تأثیر ترتیب تولد بر شخصیت و ازدواج افراد

0
56 مشاهده



براى داشتن ازدواجى موفق بهتر است هر دو نفر همدیگر را از برخى جهات خیلى خوب بشناسند یکى از آن موارد خصوصیات اخلاقى و رفتارى است که شخصیت فرد را شکل مى دهد و ترتیب تولد بر این خصوصیات اثر گذار است.

ترتیب تولد براى نخستین بار توسط آدلر مطرح شد و اشاره به نقش بسزاى آن در سبک زندگى و جایگاه فرد در خانواده داشت.

نظر آدلر در مورد ترتیب تولد فرزندان

آدلر بر این نکته تأکید کرده است که: «هر موقعیتی الگوی شخصیتی قابل پیش گویی را فراهم می سازد.»

طبق تحقیقات ترتیب تولد بر شخصیت اثر دارد و این اثرات بیشتر به وضعیت روانشناختى مربوط است تا ترتیب تولد.

نظر فروید در مورد ترتیب تولد فرزندان

فروید بر این ادعا بوده که: «ترتیب تولد فرزندان برای مراحل بعدی زندگی آنها از اهمیت ویژه ای برخوردار است».

همین تاثیر مى تواند به افراد کمک کند با شناخت بهتر از ترتیب تولد پیش بینى بهتر و شفاف ترى هم از فرد منتخب خود داشته باشند فاصله سنى ، وضعیت جسمانى و جنسیت فرزندان بر ترتیب تولد اثر مى گذارد.

بسیاری از مطالعات علمی اخیر نشان داده است که ترتیب تولد بر شخصیت اثر دارد و این اثرات بیشتر مربوط به «وضعیت روان شناختی» است تا ترتیب تولد. مثلا «فرزند اول تحت تأثیر الگوی سخت گیرانه والدین قرار دارد در حالی که فرزندان بعدی بدون سخت گیری والدین رشد می کنند».

چنانچه فرزند آخر خانواده‌ای احساس کند که او در برابر فرزند اول ناچیز است، این امر می‌تواند به ایجاد رابطه‌ای ناسازگارانه بین آن‌ها و احساس نارضایتی به والدین‌شان منجر شود.

*فرزند اول

فرزندان اول اولین تجربه پدر و مادر شدن براى والدین خود هستند به همین خاطر همان اندازه که مى تواند خاص و بى نظیر باشد و آن ها را در موقعیتى حسادت برانگیز قرار دهد مى تواند پر از خطا و اشتباهاتى باشد که گاهى خیلى پر اهمیت هستند فرزندان اول خیلى مورد توجه والدین خود هستند و بصورت خاصى در دید اطرافیان قرار دارند همین توجه زیاد باعث مى شود تا حدودى آن ها نازپرورده شوند البته تا زمانى که هنوز فرزند دومى نیامده است ناگفته نماند که نقطه مقابل این توجهات، توقعات و انتقادات هستند که بسیار فرزند اول را تحت فشار قرار مى دهد به همین علت آن ها براى برآورده کردن این توقعات و دریافت توجه، مداوم در تلاش هستند و به مسئولیت پذیرى بالایى دست مى یابند و این مهر تائیدى به قابل اعتماد بودنشان مى زند.

 

به خاطر همین توانمند بودنشان نتایج تحقیقات نشان داده که در میان کسانى که جایزه نوبل دریافت کردند آمار فرزندان اول قابل توجه بوده است فرزندان اول تحت تاثیر الگوهاى سختگیرانه والدین قرار دارند و قربانى خواسته ها و انتظارات بیش از حد آن ها هستند معمولاً آن ها را فردى مقتدر، منظم و وظیفه شناس مى دانند و با احساس ریاستى که دارند مى توانند به زیردستان خود کمک کنند و موجب تحول شوند براى این فرزندان که هنوز پدر و مادر آگاهى و تجربه کافى در تربیتشان ندارند امکانات خیلى خوبى فراهم مى شود و معمولاً همه چیز در اختیارشان است پس جاى تعجبى نخواهد بود اگر آن ها را خودکامه، خودرأى و جاه طلب ببینیم این جایگاه فرزند اول تا زمان بدنیا آمدن فرزند دوم برقرار خواهد بود اما بعد از آمدن فرزند دوم همه چیز باید تقسیم شود توجه و امکانات … بعد از ضربه تولد این شاید اولین ضربه ى جدى زندگى براى فرزند اول تلقى شود هر چه نازپرورده تر صدمه بیشتر، هر چه سن کمتر باز صدمه بیشتر.

نمى شود انتظار داشت به همین راحتى تسلیم شوند پس براى پس گرفتن جایگاه قبلى خود مبارزه مى کنند خرابکار، بدرفتار، لجباز و سرکش مى شوند اما موقعیت قبل بر نخواهد گشت ممکنه دستیابى به مهارت حل مساله از همین جا شروع شود، همچنین خلاقیت در رفتار و واکنش ها نیز از همین جا شروع شود آن چیزى که مى تواند تنفر از فرزند دوم را بوجود بیاورد تنبیه شدن فرزند اول هنگام مبارزه و رقابت است حالا مى تواند آن قدرت و اقتدار را بر فرزند دوم اعمال کند شمشیر قدرتى که از شمشیر قدرت والدین نسبت به او به مراتب بُرندگى کمترى دارد.

آدلر اشاره به حسرت گذشته و گرایش به گذشته در فرزند اول دارد و بدبینى نسبت به آینده را در آن ها عنوان مى کند آدلر معتقد بود روان رنجورها ، بزهکاران و منحرفان که احساس نا امنى و خصومت در آن ها بوجود آمده اغلب فرزندان اول بودند علاوه بر این دریافت آن ها با اعتماد به نفس ، ریزبین ، وقت شناس ،موفق ،کمالگرا ، وظیفه شناس ،محافظه کار ، دلسوز ، حامى کنترل گر و مدیرانى با اقتدار هستند. اغلب ،آن ها را در مشاغلى چون مشاغل علمی، پزشکی، حقوقی، مهندسی، علوم رایانه یا حسابداری مى توان دید.

*فرزند دوم( یا میانى)

فرزندان دوم زمانى که والدین آگاهى و تجربه بیشترى در فرزندپرورى پیدا مى کنند بدنیا مى آیند بنابراین اشتباهات و آسیب هایى را که فرزندان اول مى بینند را نخواهند داشت آن ها هیچ وقت جایگاه قدرتمندانه فرزند اول را تجربه نمى کنند.

همینطور بعد از اینکه فرزند دیگرى بدنیا بیاید احساس عدم توجه و عزلى را که فرزند اول تجربه کرده است را تجربه نخواهند کرد والدین از اضطراب و نگرانى کمترى برخوردار خواهند بود در نتیجه مى توانند با آرامش بیشترى رفتار کنند و این آرامش را به فرزند خود نیز انتقال دهند و حتى سبکى راحت را پیش برند اگر براى فرزند اول یک مبارزه به همراه رقابت وجود داشت براى فرزند دوم هم این رقابت وجود دارد زیرا فرزند اول که بزرگتر است به عنوان الگو به او معرفى مى شود که باید از او و موفقیت هایش عقب نماند پس رقابت طلبى شکل مى گیرد این رقابت در پیشى گرفتن رشد حرکتى و زبانى فرزند دوم دیده مى شود و معمولاً نسبت به فرزند اول زودتر شروع به حرف زدن مى کنند گاهى فرزند دوم در این رقابت عقب مى ماند ناامید مى شود دست از تلاش بر مى دارد. 

ممکن است این تجربه باعث شود رقابت طلبى از سبک زندگى اش حذف شود و یا اگر حذف نشود بارها نومیدى و شکست را تجربه کند و احساس درماندگى کند احساس حقارت را تجربه کند اما چون تجربه قدرت را نداشتند نسبت به آینده خوشبین تر هستند و در اثر رقابت آن ها هم مى توانند خلاقانه به سمت جلو پیش روند البته امکان دارد عکس این هم رخ دهد یعنى فرزند دوم موفق تر ،جذاب تر ،باهوش تر و با استعداد تر باشد و هیچ جاى رقابتى با فرزند اول نگذارد فرزند دوم بیشتر تحت سلطه فرزند اول قرار مى گیرد و از بزرگترهاى خود حرف شنوى بیشترى دارد. کمتر از آن ها مورد انتقاد قرار مى گیرد دوستان بیشتر و روابط اجتماعى بهترى دارند همینطور ریسک پذیرى بیشترى دارند. معمولاً آرام هستند ولى تصمیم گیرنده هاى خوبى نیستند.

*فرزند آخر

هنگام تولد این فرزندان دیگر والدین ناپخته و بى تجربه نیستند اضطراب و استرس فرزندان قبل را ندارند اغلب این فرزندان محبوب خانواده خواهند شد خصوصاً وقتى که فاصله سنى زیادى با خواهر و برادران بزرگتر خود داشته باشد آن ها خودشان را با خواهر و برادر بزرگتر خود مقایسه مى کنند و باعث مى شود که براى پیشرفت تلاش کنند اما اگر ته تغارى نازپرورده اى باشند ممکن است در این مسیر احساس ضعف و درماندگى کنند اگر خواهر و برادر بزرگتر خیلى حمایتى با فرزند آخر پیش روند این فرزندان وابستگى هم پیدا مى کنند حمایت طلب خواهند بود ، راحتى را پیش مى گیرند و خود را به زحمت نمى اندازند، برونگرا هستند و واهمه اى از ریسک کردن ندارند ولى از طرد شدن مى ترسند و زود هم خسته مى شوند نسبت به فرزندان اول کمتر اشتباه مى کنند و بیشتر در روابط اجتماعى هستند و شوخى و بذله گویى دارند و اغلب جذاب به نظر مى آیند و نسبت به بقیه فرزندان در ترتیب تولد از عزت نفس بیشترى برخوردارند و حساس و نکته سنج هستند چون سلطه پذیر شناخته مى شوند بیشتر به جنبش هاى برابرى طلبانه گرایش دارند در کارهاى هنرى ، روزنامه نگارى ، تبلیغات و فروش موفق دیده شدند

*تک فرزند

این فرزندان هرگز جایگاه قدرت و کانون توجه خود را در خانه از دست نمى دهند نه تقسیم مى کنند و نه رقابت، (معمولاً چون تقسیم کردن را یاد نگرفتن آن ها را خسیس میدانند ) تا در خانه هستند خوبه اما در محیط هاى خارج از خانه که باید تقسیم کردن را یاد گرفته باشند رقابت کردن را بدانند به مشکل بر مى خورند خصوصاً که کانون توجه خانه را نیز ندارند چون با والدین خود بیشتر در ارتباطند سریع تر پخته مى شوند. حساس هستند و زود احساساتشان جریحه دار مى شود بیشتر از فرزندان دیگر از تخیل خود استفاده مى کنند و مانند فرزند اول از اعتماد به نفس خوبى برخوردارند افرادى با وجدان، وظیفه شناس، منظم، تکلیف گرا و قابل اعتماد هستند، همینطور کمالگرا، پرتوقع، کینه اى،انتقاد ناپذیر و انعطاف ناپذیر.

+بهترین انتخاب براى ازدواج

فرزند اول با فرزند دوم یا میانى: فرزند اول بخاطر شرایط تربیتى سختگیرانه با انتظارات و توقعات زیاد روبرو بودن سلطه جو و البته حمایتگر است و فرزند دوم یک سلطه پذیر و حمایت پذیر اگر این ویژگى ها در این ترکیب بصورت افراطى نباشند ( چقدر سلطه جو و چقدر انعطاف پذیر ) یک انتخاب ایده آل و خوبى مى تواند باشد فرزندان اول بیشتر استرس و ترس از عدم موفقیت را دارند و بودن در کنار یک فرزند دوم که از آرامش بیشتر و از ریسک پذیرى برخوردارند مى تواند به آرامش در فرزندان اول کمک کند و فرزند اول مى تواند با یک هدیه و یا یک قدردانى توجه مورد نیاز فرزند میانى را به او بدهد.

فرزند اول با فرزند آخر: فرزندان آخر به خدمت کردن عادت دارند و مى توانند درخواست هاى فرزند اول را جامه عمل پوشانند همچنین چون فرزندان آخر سلطه پذیر و حمایت طلب هستند فرزند اول برایشان انتخاب مناسبى است و با درک بیشتر ازدواج خوبى خواهد بود.

فرزند دوم یا میانى با فرزند آخر: فرزندان دوم انعطاف پذیرى دارند و همین کمک مى کند که راحت تر بتوانند خود را با شرایط وفق دهند به لحاظ جایگاه ترتیب تولد شباهت بیشترى بین فرزندان دوم و آخر دیده مى شود فقط توصیه مى شود هر دو تمایلات یکدیگر را بهتر بشناسند

-انتخاب نامناسب براى ازدواج

ازدواج فرزندان اول با هم: از سخت ترین ازدواج ها هستند سلطه جو بودن هر دو باعث مى شود هر دو بخواهند امور زندگى را در دست بگیرند ، حل مشکلات زندگى، تربیت فرزندان و تصمیم گیرى ها… به سختى بخاطر دیگرى کوتاه مى آیند و از خواسته خود مى گذرند اما در امور کارى یا مالى بخاطر توانمندى هایى چون مدیریت مقتدرانه مى توانند موفق باشند.

فرزندان دوم یا میانى باهم: این انتخاب، انتخاب چندان مناسبى نمى باشد هر دو سلطه پذیر هستند و مسالمت جو، هر دو مى خواهند براى زندگى و دیگرى فداکارى کنند احتمالاً مرتب رعایت یکدیگر را کنند و از خواسته خودشان چشم پوشى کنند درخواستى از یکدیگر نداشته باشند یاد گرفتند به الگوى بزرگتر خود نگاه کنند و بر اساس موفقیت ها و راهبردهاى آن ها پیش روند و تلاش کنند و معمولاً خودشان تصمیم گیرنده هاى خوبى نبودند باید سعى کنند کمى مستقل تر عمل کنند و همینطور چون هر دو مشابه هم هستند باید سعى کنند خلاقانه تر عمل کنند تا هیجانات لازم را در زندگى داشته باشند

ازدواج فرزندان آخر با هم: یکى از دیگر ازدواج هاى مشکل آفرین همین گزینه خواهد بود زیرا هر دو بدنبال هیجان و ریسک هستند اما قطعاً این نمى تواند همیشه جذاب باشد فرزندان آخر همیشه تحت حمایت دیگران بودند مشکلاتشان را بزرگتر ها حل مى کردند وابسته و سلطه پذیر هستند و این موارد باعث مى شود نتوانند خودشان به تنهایى از پس مشکلات زندگى مشترک برآیند و خیلى زود دلسرد شوند

ازدواج با تک فرزندان

تک فرزندان همیشه به تنهایى پادشاهى کردند با سازگار شدن، انعطاف پذیرى پیدا کردن ،آشنایى ندارند،تقسیم کردن را دوست ندارند برخى از آن ها شبیه فرزندان اول مى شوند و مستقل و سلطه جو مى شوند برخى دیگر شبیه فرزندان آخر وابسته به حمایت و توجه دیگران. باید با توجه به شخصیتى که در این ترتیب تولد پیدا مى کنند آن موقع دست به انتخاب بزنند. در کل اهل عشق ورزیدن هستند.

✍ مریم معارفى _ روانشناس بالینى

نظر بدهید

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید