اختلال تعامل اجتماعی بی قید و بند یا DSED

0
25 مشاهده



گاهی اوقات این سوال در ذهن ما نقش می بندد که چرا برخی از کودکان به راحتی افراد غریبه را قبول می کنند و با آنها دوست می شوند اما تعدادی دیگر از کودکان به راحتی با کسی دوست نمی شوند. روانشناسان از این وضعیت تحت عنوان اختلال تعامل اجتماعی بی قید و بند یاد می کنند که کودک بدون توجه به محدودیت ها با کسی که برای اولین بار است او را می بیند شروع به حرف زدن می کند و حتی ممکن است درباره مسائل خصوصی و خانوادگی نیز صحبت کند. معمولاً کودکان بر اساس درک خود به تحلیل و بررسی ظاهر افراد مختلفی می پردازند و آنها را به دو دسته افراد قابل اعتماد و افراد غیر قابل اعتماد تقسیم می کنند. اما کودکانی که دچار اختلال تعامل اجتماعی بی قید و بند هستند فاقد چنین قابلیتی می باشند و در واقع مغز آنها نمی تواند به آنالیز افراد ناشناس بپردازد به همین دلیل بدون هیچ گونه ترسی با آنها ارتباط برقرار می ‌کنند. اکنون که تا حدودی با این اختلال آشنا شدید با ما همراه باشید تا مطالب بیشتری را در اختیارتان قرار دهیم.

ویژگی اصلی این اختلال مجموعه ای از رفتارهاست که شامل رفتار نامناسب با فرهنگ و بیش از حد صمیمانه با افراد نسبتا غریبه هستند. این رفتار صمیمانه ی افراطی مرزهای اجتماعی در فرهنگی را که کودک در آن زندگی می کند نقض می کند. قبل از آنکه کودک از لحاظ رشدی قادر به دلبستگی شود نباید او را مبتلا به این اختلال اعلام کرد. به همین دلیل، سن رشدی کودک باید حداقل ۹ ماه باشد.

 

به سرپرستی قبول کردن یک کودک

اختلال تعامل اجتماعی بی قید و بند به علت غفلت از کودک در چند ماه اول زندگی به وجود می ‌آید اما هیچ‌ گونه شواهد و مدارکی وجود ندارد که نشان دهد غفلت از کودک پس از سن دو ماهگی می تواند باعث بروز چنین اختلالی شود. افرادی که کودک را به سرپرستی قبول کرده اند و کودک چند ماهه یا چند ساله است می ‌توانند وجود چنین اختلالی را تشخیص دهند. این موضوع که کودک مدت زیادی مورد غفلت واقع نشده است نمی تواند دلیل خوبی برای عدم بروز مشکل دلبستگی در کودک باشد. در اکثر مواقع تا مدت زیادی پس از رفع مشکل غفلت از کودک اختلال تعامل اجتماعی بی قید و بند تشخیص داده نمی ‌شود به این ترتیب پدر و مادر کودکی که در سن هشت سالگی او را به فرزندی قبول کرده اند ممکن است متوجه علایم و نشانه های این اختلال شوند. کودکی که در دوران طفولیت به سرپرستی قبول می شود علائم این اختلال را در سن پنج سالگی از خود نشان می دهد.

اختلال تعامل اجتماعی بی قید و بند در راهنمای تشخیصی و آمار اختلالات روانی (DSM-5) الگوی رفتاری تعریف شده که در آن “کودک با افراد غریبه ارتباط برقرار کرده و تعامل دارد” ( انجمن روانشناسی آمریکا، ۲۰۱۳).  

 اختلال تعامل اجتماعی بی قید و بند یک اختلال اضطرابی و تروما در نظر گرفته می شود که ناشی از کمبود محبت و رفتارهای غفلت گونه والدین در دو سال اول زندگی کودک می باشد. اگرچه بسیاری از کودکانی که در کودکی مورد بی مهری و غفلت قرار گرفته اند می توانند نشانه هایی از این اختلال را داشته باشند اما اختلال تعامل اجتماعی بی قید و بند بیشتر در بین کودکانی مشاهده می شود که دوران کودکی خود را در مؤسسات پرورش کودک گذرانده اند. این کودکان امکان برقراری ارتباط مناسب و سالم با اطراف خود را ندارند.

اختلال تعامل اجتماعی بی‌قید و بند یا DSED چیست؟

اختلال تعامل اجتماعی بی‌قید و بند یکی از اختلالات روانی مرتبط با تروما و استرس است که در کودکان بروز پیدا می‌کند. برجسته‌ترین نشانه‌ی اختلال تعامل اجتماعی بی‌قید و بند این است که کودک رفتاری نامتناسب با فرهنگ و بیش از حد صمیمی و نزدیک با افراد ناآشنا و نسبتا غریبه دارد. این رفتار دوستانه‌ی افراطی مرزهای اجتماعی و فرهنگی را که کودک در آن زندگی می کند زیر پا می‌گذارد. شوربختانه برخی از خانواده‌ها بر این باورند که این رفتار کودک نشان‌دهنده‌ی روابط عمومی بالای کودک و اجتماعی بودن اوست. اما این رفتار بسیار آسیب‌زاست و می‌تواند سو استفاده از کودک را به دنبال داشته باشد. این اختلال روانی به دلیل شیوه‌های فرزندپروری نادرست، ارتباط اجتماعی ضعیف والدین با کودک و غفلت والدین نسبت به نیازهای روانی – احساسی کودک بروز پیدا می‌کند. هنگامی که کودک دلبستگی عاطفی خود را نسبت به والدینش از دست می‌دهد به دنبال جبران کاستی‌ها و کمبودهای خود خواهد بود و به تعامل اجتماعی بی‌قید و بند روی می‌آورد. پس در اختلال تعامل اجتماعی بی‌قید و بند هم مانند اختلال دلبستگی واکنشی، رفتار نادرست والدین و مراقبان با کودک زمینه‌ساز بروز اختلال روانی می‌شود.

نشانه‌ها و معیارهای DSM 5 برای اختلال تعامل اجتماعی بی‌قید و بند یا DSED

در DSM 5 معیارها و نشانه‌های گوناگونی برای شناسایی اختلال تعامل اجتماعی بی‌قید و بند یا DSED یاد شده است. به یاد بسپارید تشخیص اختلال روانی از سوی روان‌شناس انجام می‌شود. پس اگر احساس می‌کنید که کودکتان چنین نشانه‌هایی دارد به روان‌شناس کودک مراجعه کنید تا مطمئن شوید کودکتان دچار اختلال دلبستگی واکنشی هست یا نه.

A: مجموعه‌ای از رفتارها که در آن کودک به طور فعال و افراطی به بزرگسالان ناآشنا نزدیک می‌شود و با آن‌ها ارتباط برقرار می‌کند. این رفتارها را حداقل با ۲ مورد از ۴ مورد زیر نشان می‌دهند:

۱- کودک از نزدیک شدن و برقراری ارتباط با بزرگسالان ناآشنا خجالت نمی‌کشد یا خجالتش بسیار اندک است.

۲- رفتار فیزیکی و کلامی کودک بیش از اندازه خودمانی است که با فرهنگ جامعه و با اصول اجتماعی نسبت به سن او مغایرت دارد.

۳- هنگامی که رفتارهای ماجراجویانه از کودک سر می‌زند اصلا برنمی‌گردد و به والدین یا مراقب بزرگسالش نگاه نمی‌کند که ببیند آیا این رفتار را تایید می‌کنند یا نه. یا این‌که کم‌تر برای تایید به والدینش نگاه می‌کند حتی در محیط‌ها و شرایطی که ناآشنا باشد.

۴- کودک دوست دارد به همراه بزرگسالان ناآشنا برود و در این کار هیچ تردید و شکی نشان نمی‌دهد یا این شک و تردید بسیار کم است.

B: رفتارهای یاد شده در معیار A بر خلاف اختلال روانی ADHD به تکانش‌گری محدود نمی‌شوند و رفتار اجتماعی بی‌قید و بند را هم دربرمی‌گیرند.

C: کودک مراقبانی داشته است که از او غافل بوده‌اند و این غفلت و سهل‌انگاری در یکی از موارد زیر نشان داده می‌شود:

۱- والدین یا مراقبان کودک همیشه و پیاپی نیازهای هیجانی کودک به محبت، توجه، تسکین و … را نادیده گرفته‌اند. این رفتار نشانه‌ی غفلت و محرومیت اجتماعی است.

۲- والدین و مراقبان اصلی کودک پیاپی عوض می‌شوند و این موضوع باعث می‌شود کودک نتواند دلبستگی پایداری به مراقبانش داشته باشد. این موضوع بیش‌تر برای کودکانی پیش می‌آید که پرستار دارند و والدین در پرورش کودک نقشی ندارند و این پرستاران پیاپی عوض می‌شوند.

۳- در شرایطی که کودکان در موسسه‌های نگه‌داری از کودکان به سر می‌برند و شمار مراقبان کودک نسبت به شمار کودکان بسیار کم است. در چنین شرایطی کودک نمی‌هواند با مراقبانش رابطه‌ی عاطفی پایدار داشته باشد و احساس دلبستگی میان آن‌ها پدید آید.

D: ممکن است که «مراقب پاتوژنیک» یاد شده در معیار C مسئول رفتار مختل کودک در معیار A باشد. برای نمونه ناراحتی و اختلال در معیار A پس از مراقبت ناسالم یا پاتوژنیک که در معیار C گفته شد آغاز شده باشد. E: در اختلال تعامل اجتماعی بی‌قید و بند، سن رشدی کودک حداقل ۹ ماهه است. پس کودک باید حداقل ۹ ماه داشته باشد تا بگوییم دچار اختلال DSED شده است.

اسپسیفایر همیشگی: کودک بیش از ۱۲ ماه به این اختلال دچار باشد.

اسپسیفایر شدت: اگر کودک همه‌ نشانه‌ها را داشته باشد می‌توانیم سطح اختلال تعامل اجتماعی بی‌قید و بند یا DSED را به طور شدید در نظر بگیریم.

نشانه های اختلال تعامل اجتماعی بی قید و بند

آشکارترین نشانه اختلال تعامل اجتماعی بی قید و بند: نداشتن هیچ گونه ترس یا احتیاط در هنگام نزدیکی و برقراری ارتباط با افراد غریبه است.

کودک به طور غیر معمولی در صحبت کردن، برقراری تماس فیزیکی یا ترک یک موقعیت با فردی ناشناس بسیار راحت است. این رفتارها نتیجه مشکلات مربوط به عدم توجه از جانب اطرافیان مهم یا سایر مسائل مربوط به رفتارهای تکانشی نیست. در DSM-5 بیان شده که اطمینان یافت از بی توجهی و غفلت اجتماعی در مورد کودک امری است که نیازمند تشخیص بالینی است (APA,2013)، چرا که اطفال نمی توانند به صورت انتخابی با اطرافشان ارتباط برقرار کنند، بنابراین اختلال تعامل اجتماعی بی قید و بند را نمی توان در کودکان زیر ۹ ماه تشخیص داد. رشد این اختلال در دو سال اول زندگی کودک اتفاق می افتد. از آنجا که غفلت و بی توجهی ویژگی تشخیصی اختلال تعامل اجتماعی بی قید و بند است، بیماران ممکن است علائم دیگری از غفلت را که ارتباط مستقیم به این اختلال ندارند، از خود نشان دهند.

به عنوان مثال، یک کودک مورد غفلت واقع شده ممکن است تأخیر رشدی و سوء تغذیه را نیز از خود نشان دهد (APA,2013). اگرچه ناتوانی رشدی علامت تشخیصی اختلال تعامل اجتماعی بی قید و بند نیست اما این اختلال بیشتر در بین کودکان ناتوان رشدی رواج دارد چرا که احتمال زیادتری وجود دارد که این کودکان مورد عدم حمایت قرار گرفته یا در مراکز نگهداری از کودکان مراقبت شوند (Minnis, Fleming & Cooper, 2010). کودکانی که از محیط های نامناسب منتقل می شوند، از نظر جسمی بهبود می یابند اما هم چنان علائم اختلال تعامل اجتماعی بی قید و بند را بروز می دهند. بنابراین تمامی کودکان دارای این اختلال الزاماً مشکلات جسمی ندارند (APA,2013). عوامل خطر اختلال تعامل اجتماعی بی قید و بند در بین کودکانی که در موسسات پرورش کودک تگهداری می شوند، معمول تر است. اگرچه این بدین معنا نیست که این کودکان حتما به این اختلال یا سایر اختلالات مربوط به وابستگی دچار می شوند. اختلال تعامل اجتماعی بی قید و بند به طور اختصاصی به کیفیت وابستگی مربوط است. از این رو، کودکانی که در مؤسسات با مراقبت های پزشکی مناسب نگهداری می شوند، عوامل تحریک کننده یا تغذیه می تواند سبب بروز این اختلال شود. در کودکانی که در کنار خانواده خود هستند، مشکلات والدین می تواند بسیار تأثیر گذار باشد. مشکلاتی مانند فقر، سوء استفاده مواد مخدر و یا عدم سلامت روانی مثل افسردگی و اختلال شخصیت می تواند بر توانایی والدین برای برقراری دلبستگی مناسب با کودک تأثیر بگذارد (Oliveira, et al, 2013). نگرانی های اجتماعی با توجه به DSM-5، “اختلال تعامل اجتماعی بی قید و بند در توانایی کودکان در ارتباط برقرار کردن با بزرگسالان و هم سالان خود تأثیر داشته زیان می رساند” (APA,2013). چرا که هم بزرگسال و هم کودک به دلیل آشنایی که با یکدیگر داشته اند، از پرداختن به این مسئله طفره می روند.

به عنوان مثال، کودکی با اختلال تعامل اجتماعی بی قبد و بند ممکن است بر روی پای غریبه ای بنشیند، طوری که موقعیت بسیار ناراحت کننده ای را برای بزرگسال به وجود آورد.

نوجوانان با اختلال تعامل اجتماعی بی قید و بند این خودمانی بودن را در ارتباط با هم سالان خود نیز به کار می گیرد و موقعیت اجتماعی بسیار آشفته ای را به وجود می آورد. افراد سرپرست کودکانی با این اختلال (والدین یا قیم آنها) همواره نگران و مضطرب بوده که مبادا رفتار این کودکان آنها را در موقعیت های خطرناکی قرار دهد. دیگر اینکه آنها در نهایت از اینکه کودکان دارای اختلال تعامل اجتماعی بی قید و بند نمی توانند وابستگی سالمی را با دیگران ایجاد کنند، خسته و درمانده می شوند (Oliveira,et al,2013).

اختلال تعامل اجتماعی بی قبد و بند در بزرگسالی اختلال تعامل اجتماعی بی قبد و بند منحصراً اختلالی است که تنها تا سن ۵ سالگی قابل تشخیص است. کودکان با این اختلال نیز بزرگ می شوند. متأسفانه اطلاعات کمی در مورد اینکه چه بر سر این کودکان در بزرگسالی می آید وجود دارد، چرا که مطالعات کمی در این باره صورت گرفته است.

علائم این اختلال با افزایش سن کاهش پیدا می کند، اگرچه دوستی های بی رویه ممکن است ادامه داشته باشد. همچنان که رشد اتفاق می افتد، از شدت علائم کاسته می شود. احتمال دیگر این است که اختلال تعامل اجتماعی بی قید و بند می تواند نوعی تلاش از جانب کودک برای جلب توجه والدین/سرپست باشد.

بنابراین هم چنان که این نیاز کاهش پیدا می کند، علائم هم کم رنگ می شوند (Minnis, Fleming & Cooper, 2010).

میزان شیوع اختلال تعامل اجتماعی بی قید و بند اختلال تعامل اجتماعی بی قید و بند یک اختلال نادر است و معمولاً کودکانی که از دوران طفولیت در پرورشگاه بزرگ شده ‌اند یا کودکانی که چندین سرپرست مختلف داشته اند بیشتر از سایر کودکان دچار چنین اختلالی خواهند شد. تحقیقات نشان داده است که حدود ۲۰ درصد از کودکان در جوامع پرخطر دچار اختلال تعامل اجتماعی بی قید و بند می شوند. تعداد زیادی از کودکانی که سابقه سوء استفاده یا غفلت را داشته اند دچار هیچ گونه اختلال دلبستگی نمی شوند.

درمان اختلال تعامل اجتماعی بی قید و بند

مراقبت دقیق و مداوم از کودکی که دچار اختلال تعامل اجتماعی بی قید و بند است اهمیت بسیار زیادی دارد. کودکی که به طور مداوم از یک پرورشگاه به پرورشگاه دیگر می رود و یا چندین پرستار مختلف داشته است بهبود پیدا نمی کند. به این ترتیب باید یک نفر به صورت مداوم از کودک مراقبت کند تا ارتباط و پیوند محکمی بین کودک و او ایجاد شود. از آنجایی که اختلال دلبستگی به خودی خود بهبود نخواهد یافت به همین دلیل مراجعه به پزشک برای شروع درمان تخصصی کاملاً ضروری است. پزشک بر اساس شرایط کودک یک برنامه درمانی مناسب را طراحی می ‌کند که با شرایط مطابقت دارد و به طور کامل پاسخگوی نیازهای کودک است. اگر شما به کودک خود شک دارید بهتر از هر چه زودتر با پزشک مشورت کنید تا کودک شما را ارزیابی کند و علت مشکل ایجاد شده را پیدا کند تا بتواند در صورت لزوم راهکار مناسبی را ارائه دهد.

درمان اختلال تعامل اجتماعی بی‌قید و بند یا DSED

اختلال تعامل اجتماعی بی‌قید و بند در کودکان بروز پیدا می‌کند اما درمان این اختلال هم مانند اختلال دلبستگی واکنشی به والدین و مراقبان کودک بستگی دارد. این اختلال نیاز به دارو درمانی ندارد و اگر بخواهیم دارویی برای درمان این اختلال تجویز کنیم باید والدین کودک آن را بخورند نه کودک! چون غفلت از عواطف و هیجانات و نیازهای جسمانی کودک زمینه‌ساز این موضوع شده است و ممکن است غفلت والدین از کودک در نتیجه‌ی یک اختلال روانی باشد که آن‌ها دچارش هستند. برای درمان اختلال DSED باید ۴ راهکار بنیادین را به انجام برسانیم. درمان اختلال تعامل اجتماعی بی قید و بند رویکردی التقاطی می تواند یکی از مؤثرترین درمان ها برای این اختلال باشد. درمان باید تجربه حس های گوناگون، ارتباط، مهارت های اجتماعی، آگاهی عاطفی و اکتشاف خود را تسهیل کرده یا به وجود آورد (MAlchiodi & Crenshaw, 2013).

درمان اختلال تعامل اجتماعی بی‌قید و بند یا DSED

اختلال تعامل اجتماعی بی‌قید و بند در کودکان بروز پیدا می‌کند اما درمان این اختلال هم مانند اختلال دلبستگی واکنشی به والدین و مراقبان کودک بستگی دارد. این اختلال نیاز به دارو درمانی ندارد و اگر بخواهیم دارویی برای درمان این اختلال تجویز کنیم باید والدین کودک آن را بخورند نه کودک! چون غفلت از عواطف و هیجانات و نیازهای جسمانی کودک زمینه‌ساز این موضوع شده است و ممکن است غفلت والدین از کودک در نتیجه‌ی یک اختلال روانی باشد که آن‌ها دچارش هستند. برای درمان اختلال DSED باید ۴ راهکار بنیادین را به انجام برسانیم.

۱- حمایت روانی اجتماعی (Psycho-social) از خانواده برخی از خانواده‌ها به خاطر شرایط بد اقتصادی – اجتماعی توانایی مراقبت درست از کودک را ندارند در چنین شرایطی حمایت مادی از خانواده‌ها عاملی موثر است و شرایط کودک را بهبود خواهد بخشید در این زمینه نقش مددکاران اجتماعی و نهادهای دولتی اهمیت ویژه‌ای دارد.

۲- روان‌درمانی همان‌گونه که گفته شد ممکن است که غفلت و عدم توجه والدین به کودک به خاطر اختلال روانی باشد. والدینی که دچار افسردگی، استرس، اضطراب و … هستند نمی‌توانند به خوبی به فرزندشان توجه کنند در نتیجه زمینه برای بروز اختلال تعامل اجتماعی بی‌قید و بند یا DSED فراهم می‌شود. روان‌درمانی والدین و مراقبان کودک در این مورد بسیار مهم است.

۳- آموزش فرزندپروری برخی از والدین آشنایی درستی با نیازهای کودک و شیوه‌ی فرزندپروری ندارند. آگاه ساختن و آموزش والدین می‌تواند از بروز اختلال تعامل اجتماعی بی‌قید و بند یا DSED جلوگیری کند و اگر کودک دچار این اختلال باشد می‌تواند به درمانش بیانجامد.

۴- نظارت بر امنیت و شرایط کودک در خانواده

این مورد کم‌تر از دیگر موارد مورد توجه قرار گرفته اما بسیار مهم است. دولت، سازمان‌های حمایت از کودکان و حتی بستگان و آشنایان کودک باید به شرایط کودک در خانواده توجه داشته باشند اگر به نیازهای کودک توجه نمی‌شود و خانواده توانایی برخورد درست با کودک را ندارد باید وارد عمل شد. نخست باید ۳ راهکار گفته شده را در مورد آن‌ها به انجام رساند و اگر خانواده همکاری لازم را نداشته باشد ناچاریم که کودک از خانواده جدا شود. اما بردن کودک به پرورشگاه کاری منطقی و درست نیست چون به تشدید این اختلال در کودک می‌انجامد. بهتر است والدینی مناسب برای کودک برگزیده شود و به آن‌ها سپرده شوند.

برقراری ارتباط بین کودک و درمانگر به راحتی صورت می گیرد چرا که با توجه به به DSM-5 بیش از حد خودمانی شدن و اعتماد زیاد دو ویژگی اصلی این اختلال است. هر چند برقراری ارتباط، با کودک دارای اختلال تعامل احتماعی بی قید و بند می تواند دردسر ساز باشد چرا که آنها بیشتر دلبستگی های کم عمق و سطحی را به وجود آورده و ارتباط عمیق کمی دارند.

بازی درمانی و هنر درمانی دو رویکرد مؤثر در درمان این اختلال است (MAlchiodi & Crenshaw, 2013). از آنجا که کودکان بیشتر از طریق بازی با دیگران ارتباط برقرار می کنند، بازی درمانی می تواند فرصتی را بزای یک ارتباط مناسب به وجود آورد. در درمان بسیاری از کودکن با این اختلال، از سرپرست کودک نیز دعوت می شود که در پروسه بازی درمانی شرکت کرده تا روابط بهتری با هم برقرار کنند.

هنر درمانی خلاقانه رویکرد دیگری است که می تواند در درمان این اختلال بسیار مؤثر عمل کند. در این درمان از نقاشی، طراحی، رقص، موسیقی و سایر هنر های خلاق به عنوان وسیله ای برای درمان استفاده می شود. همانند بازی درمانی، هنر درمانی نیز یک درمان تجربی و تعاملی است. کودکان از طریق پنج حس خود با دنیای اطراف ارتباط برقرار می کنند.

بغل کردن، غذا خوردن و یا صحبت کردن از عناصر مهم رشد دلبستگی است. این نیاز ها با بالا رفتن سن ناپدید نمی شوند. کودکان، نوجوانان و بزرگسالان از طریق در آغوش گرفتن، نوازش، قصه گویی و غذا خوردن با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند.

در هر دو درمان هنر درمانی و بازی درمانی تجربه های حسی گوناگونی تجربه می شود، و از طرف دیگر در هر دو آنها این تجربه های برای کودکان با اختلال تعامل اجتماعی بی قبد و بند عادی سازی می شود، چرا که کودکان با هر پیشینه فرهنگی از بازی و تجربه هنر لذت می برند. یکی دیگر از فواید این درمان ها این است که برای برقراری ارتباط با کودک نیازی به صحبت کردن نیست. این بسیار مهم است چرا که بسیاری از کودکان با این اختلال چندان تمایلی به برقراری ارتباط کلامی و حرف زدن در مورد احساسات، افکار و آسیب ها نیستند.

 


نظر بدهید

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید